ابزار ارزیابی متوازن: یک روش از سیستم مدیریت استراتژیک است که بر پایه ارزیابی شاخصهای کلیدی عملکرددر تمامی جنبه ها و نواحی یک شرکت اعم از فرآیند های درونی و وبیرونی گسترده می باشد.

 

بودجه انعطاف پذیر: ابزاری بسیار مفید برای مقایسه نمودن هزینه های واقعی تجربه شده با هزینه های مجاز بر مبنای سطوح مختلف فعالیت می باشد و در مقایسه با بودجه ثابت دارای ماهیتی دینامیک و پویا ست .بودجه انعطاف پذیر رامیتوان بلادرنگ توسعه داد تا هماهنگ و متناسب  باهر سطحی از فعالیت ها قرارگیرد. زیرا خاصیت اصلی بودجه متحرک دراین است که  بین هزینه های ثابت و متغییر تفاوت قائل است  و به همین دلیل بودجه اجازه می یابد که بصورت خودکار برای هر سطحی از فعالیت که واقعاً انجام میگیرد  تطبیق وتنظیم شود.

 

 

تجزیه و تحلیل هزینه ، حجم و سود (CVP): بوسیله این ابزارمهم درحسابداری مدیریت، میتوان رفتار درآمد کل ، هزینه های کل و سود را هنگامی که در سطح خروجی ، قیمت و فروش و هزینه های ثابت تغییراتی رخ میدهد مورد بررسی قرارداد . به عبارت دیگر(CVP) یک وسیله قدرتمند است که به مدیر در درک روابط فی مابین هزینه، حجم و سود کمک می نماید. دراینجا باید خاطرنشان شد که درفرایند تجزیه وتحلیل(CVP) پنج عامل  کلیدی مهم ایفای نقش مینمایند  که عبارتند از :

١- قیمت فروش .

٢- حجم فروش.

٣- هزینه های متغیر واحد.

 ۴- هزینه های ثابت کل .

۵- محصول فروخته شده.

 

 

 

 

مدل گرایش فکری یا تولید به هنگام (JIT):  درواقع یک فلسفه مدیریتی است که تلاش می نماید از طریق تولید مناسب در مکان درست و در زمان بهنگام از اتلاف منابع و صرف هزینه های زائد جلوگیری نماید. این روش شامل یک رویکرد مدیریتی پنج مرحله ایی می باشد که منابع را از قبیل افراد و ماشین آلات ، پیرامون جریان فرآیند تجاری سازماندهی می کند و واحدها را از طریق این فرآیندها و در پاسخ به سفارشات مشتری به حرکت در می آورد و نتیجه آن شامل موجودی های کمتر ، قصور حد اقل ، جلو گیری از هدر رفتن تلاشها و پاسخ دهی به مشتریان در کمترین زمان ممکن می باشد .

 

 

 تئوری محدودیت ها (TOC) :در سال 1985میلادی گلدرات (Goldratt) کتاب " هدف " خود را  طی یک رشته 9تایی از قوانین بهینه تولید منتشر نمود که درنهایت  انتشار همین کتاب از او منجر به تدوین نظریه اش در حل مسائل درون یک فرایند ساختار یافته شدکه  اوآن را تئوری محدودیت نامید. و بطورکلی دارای فرآیندی پنج مرحله ایی  بترتیب  زیرمی باشد :

اول-      شناخت محدودیت های سیستم.

دوم-      تصمیم گیری در مورد چگونگی بهره گیری ار محدودیت های سیستم .

سوم-     به حاشیه رفتن هر مورد دیگری در تصمیم گیری مرحله قبل.

چهارم-   بالا بردن محدودیت های سیستم .

پنجم-     اگر محدودیت در مرحله پیشین برداشته شود،  بایدبه مرحله نخست برگشت .

 

 

 

 سیگماشش (Sigma  6   ) : این روش را می توان به عنوان یک متد ولوژی ویژه برای توسعه و بکار گیری رشد کیفی در فرآیند های (بحرانی) حیاتی سازمان از طریق سنجش دقیق و تشخیص تفاوت با ویژگیهای مورد نظر مشتری و تنظیم (اصلاح ) آنها و یا ایجاد تمامی فرآیند های جدید برای نگهداری تفاوت ها در سطحی قابل قبول تعریف کرد . بطور خاص  سیگما ۶ تمرکز یک سازمان بر موارد زیر را جستجو می نماید :

١-         تعریف نیازمندی های مشتری بر کاربر.

٢-         هم راستا کردن فرآیندها در براورده ساختن آن نیازها .

٣-         بکارگیری واحد متریک برای کمینه کردن اختلافات در فرآیندها .

۴-         فرآیندهای توسعه ایی سریع و دائمی.

 درحقیقت سیگما ۶ سطحی از تولید کیفی است که تواتر یک اشتباه در هر میلیون عملیات رانشان میدهد واین شامل ۶ استاندارد انحرافات از متوسط معین داده شده بر پایه یک توزیع نرمال می باشد ( عموماً بعنوان متوسط محدودیتهای بالا و پایین ویژگیهای مورد نظر مشتری برای یک محصول یا عملیات تعریف شده است ).   

 

 

 هزینه یابی سفارش کار(JOC ) : دراین روش تمامی ، مواد ، دستمزد وسربار متعلق به یک پروژّۀ به یک سفارش کار معین تخصیص داده میشود .بطور مشخص JOC عمدتاً نرم افزار محور است و برای بودجه بندی ، پیش بینی ، جمع وآوری و گزارش دهی مخارج و د رآمد مرتبط با یک سفارش کار یا یک پروژه خاص ارائه می شود .سیستم هزینه یابی سفارش کار در و ضعیت هایی که تعدادی محصولات متفاوت در هر دوره تولید شده اند بکار می رود . JOC همچنین بطور گسترده ایی در صنعت خدمات فنی کاربرددارد .بعنوان مثال ، بیمارستانها ، شرکت های حقوقی ، شرکت های حسابداری استودیوهای فیلمسازی ، آژانسهای تبلیغاتی و فروشگاهها ی تعمیراتی همگی گونه ایی از JOC را برای جمع آوری هزینه ها در حسابداری و فرآیندهای خود بکار می گیرند.

  

 

سیستم هزینه یابی مرحله ای:هزینه یابی مرحله ایی روشی از حسابداری مدیریت است  که هزینه هرمرحله از

عملیات جداگانه رادرهرمرحله ازتولید طی یک دوره  معین مانند  روز ،هفته ماه ، ، فصل ویاسال  جمع کرده و سپس این هزینه کل را بر تعداد واحد های تولید شده در طی دوره تقسیم می نماید.

 

 

 سیستم هزینه یابی کامل : این روش هزینه یابی که بروش جذبی نیز معروف است به عنوان زیر مجموعه تمام هزینه های تولید هم متغیر و هم ثابت و یاهزینه های مستقیم و غیر مستقیم رفتار می کند .بنابراین هزینه یک واحد از کالا تحت هزینه یابی کامل شامل مواد مستقیم ، کار مستقیم و هزینه های سربار تولید ثابت و متغیر می باشد . بنابراین هزینه یابی کامل یک بخش از هزینه سر بار تولید ثابت را به همراه هزینه های متغیر تولید به هر واحد از تولید اختصاص می دهد .از آنجا که هزینه یابی جذبی شامل تمام هزینه های تولید در بهای کالاست ، به  همین جهت به عنوان روش هزینه یابی کامل شناخته می شود .

 



 

هزینه یابی استاندارد : یک سیستم حسابداری است که برای اختصاص مناسب عوامل بهای تمام شده و هزینه های دوره به یک واحد تولید طراحی شده است هزینه یابی استاندارد ابزارکنترلی مناسبی رادرفرایند بهای تمام شده فراهم میآورد.

 

 

  

مهندسی ارزش :روشی نظام یافته برای توسعهُ ارزش کالا یا محصولات و خدمات از طریق آزمون وظیفه می باشد . مهندسی ارزش اغلب از طریق پیگیری نظام یافته یک برنامه کاری چند مرحله ایی انجام میشود.سیستم مهندسی لری میلز (Larry Miles) رویه ای شش مرحله ای است که او آن را " تجزیه و تحلیل ارزش برنامه کاری " نامیده است . اخیراً یک نسخه تعدیل شده ارائه گردیده که شامل مراحل زیراست:

١-  مرحله آماده سازی .

٢- مرحله تهیه اطلاعات .

٣- مرحله آزمون تجربه .

۴-  مرحله تجزیه و تحلیل

۵- مرحله ایجاد وجایگزینی .

۶- مرحله ارزیابی .

٧- مرحله توسعه .

٨- مرحله ارائه و پیگیری .

 

 

 

  

حسابداری مصرف منابع ( RCA): این روش بصورت رسمی بعنوان رویکرد جامع مدیریتی ، کاملاً منسجم ، پویا ، نظام مند ( قانون مند ) که همراه با سیستم حمایت تصمیم برای بهینه سازی سازمان به مدیران ارائه می شود تعریف شده است . RCAرویکرد حسابداری مدیریت جامع ، نسبتاً جدید و انعطاف پذیری است که بطور وسیعی در رویکرد حسابداری مدیریت آلمانی (Gpk (Genz plan kostenrechnny پایه گذاری شده است و همچنین اجازه استفاده از محرک های هزینه بر مبنای فعالیت را می دهد .سه عامل نگرش منابع، مدل سازی کیفیت گرا ورفتارهزینه وجود دارد که RCA را قادر می سازد تا ساختاری بسیار متفاوت بر مدل هزینه اش داشته باشد .

  


 

 

 حسابداری ظرفیت پذیرش  ( TA ): این روش بعنوان یک رویکرد حسابداری مدیریت بر مبنای اصول پویا ، یکپارچه و جامع است که اطلاعات حمایت از تصمیم را برای بهینه سازی سازمان به مدیران ارائه می دهد .

( TA ) رویکرد نسبتاً جدید حسابداری مدیریت است که به شدت بر پایه شناسایی عواملی است که مانع از رسیدن به اهداف یک سازمان میشود و بوسیله الیاهو و گلدرات (Eliyahn and Goldratt) مطرح شده است حسابداری ظرفیت پذیرش سه معیار سنجش از در آمد و مخارج ، ظرفیت زمانی سرمایه گذاری و هزینه های عملیاتی را بکار می گیرد .

 

 

 

 

 

   قیمت گذاری انتقالی:ابزاری است که به تجزیه و تحلیل ، مستند سازی و تنظیم هزینه های ایجاد شده بین بخشهای مربوط به کالا، خدمات ، یا استفاده از دارائیهای ( شامل دارائیهای نامحسوس ) اشاره دارد .قیمت گذاری انتقالی بین اجزای شرکت ممکن است بکار رفته باشد تا تخصیص منابع در میان این چنین اجزایی را منعکس نماید.

بسیاری از دولت ها مقررات قیمت گذاری را پذیرفته اند و آن را در تعیین یا تنظیم درآمد های مالیاتی ملی یا بین المللی مالیات دهندگان به کار می گیرند .

 

  

تجزیه و تحلیل مزیت هزینه : این روش به دو مورد اشاره دارد ، یکی کمک در آگاه سازی یا ارزیابی موردی برای یک پروژۀ ارزیابی شناخته شده  ودیگری رویکرد غیر رسمی در تصمیم گیری های اقتصادی . درهرحال این ابزار چه درحالت عینی یا حتی ذهنی  ناگزیرشامل برآورد کل هزینه مورد انتظار در مقابل کل مزایای مورد نظر یک فعالیت یا بیشتر به منظور انتخاب بهترین یا سود آور ترین گزینه می باشد. باید درنظرداشت که فرآیند رسمی اغلب به CBA ( تجزیه و تحلیل هزینه – سود ) و یا BCA ( تجزیه و تحلیل هزینه – مزایا ) اشاره دارد.عمل تجزیه و تحلیل هزینهمزایا بین کشورها و بین بخشهای درون کشورها ( بعنوان مثال حمل و نقل) فرق می گذارد . همچنین بعضی از مهمترین تفاوت ها شامل انواع تاثیراتی است ( مثل هزینه ها و مزایا ) که شامل ارزیابی شده است . درمجموع وبطورخلاصه موسسات در سراسر جهان به یک رشته از شاخصهای کلیدی مزیت  هزینه شامل موارد ذیل متکی هستند :

-           ارزش فعلی خالص (NPV )

-           ارزش فعلی مزایا ( PVB )

-           ارزش فعلی هزینه ها ( PVC )

-           نسبت مزایا به هزینه ( BCR ) = ( PVB/PVC )

-           مزیت خا لص

-           NPR/K ( در هر کجا K بعنوان یک سطح از وجوه در دسترس باشد )

 

 

 

 حسابداری هزینه جاری:این ابزار به تجزیه و تحلیل جریان انرژی و مواد میپردازد .گیبسون و مارتین ( Gibson & Martin ) استدلال می نمایند که حسابداری هزینه جاری میکوشد باتجزیه و تحلیل هزینه جاری جریان حرکت انرژی و مواد را از طریق یک سیستم ایجاد ارزش همچون یک فعالیت تجاری و در یک دورۀ زمانی مشخص وتعریف نماید .

 

 

  

 

حسابداری مدیریت محیطی ( EMA ): به عنوان وسیله ایی با منفعت برا ی غلبه بر محدودیت حسابداری مدیریت سنتی با درک بهتر و سنجش مباحث مرتبط با محیط برای فرآیند تصمیم گیری مطرح شده است . بنابرین EMA نه تنها به مدیریت بهتر برهزینه کمک می کند ، بلکه یک پروژۀ عمومی حفظ محیط زیست ( سبز ) را هم پیشنهاد میدهد.



بودجه بندی سرمایه ای : این روش یک فرآیند برنامه ریزی است که برای تعیین اینکه آیا سرمایه گذاری بلند مدت یک شرکت مثلاً در ماشین آلات جدید ، جایگزینی ماشین آلات ، برنامه های جدید ، کالاهای جدید و پروژه های تحقیقات توسعه ( تحقیق و توسعه ) ارزش پیگیری را دارند بکار می رود . در بودجه بندی سرمایه ای بسیاری از تکنیکهای مرسوم  حسابداری  مانندنرخ بازگشت سرمایه  ، ارزش فعلی خالص ، ، نرخ بازده داخلی وسایر معادلات وروابط مالی واقتصادی بکارگرفته میشود.

 

 

 حسابداری مدیریت ریسک :حسابداری مدیریت ریسک با ایجاد ، انتشار و استفاده از اطلاعت حسابداری مرتبط باریسک در ارتباط است و مدیران درون سازمان راقادر می سازد تا قضاوت کنند و وضعیت ریسک یک سازمان را بر طبق اهداف آن شکل دهند .

به عنوان بخش و تابعی از سیستم حسابداری مدیریت ، حسابداری مدیریت ریسک دو هدف اصلی را دنبال می کند :

-           تسهیل تصمیم گیری یا تصمیم گیری.

-           تاثیری بر تصمیم گیری یا مباشرت .

مدلسازی ریسک :این ابزار بکارگیری تکنیکهای رسمی اقتصاد سنجی را برای تعیین مجموعۀ ریسک در یک سبد سهام مالی مورد نظر قرار می دهد . مدلسازی ریسک یکی از وظایف فرعی در درون گسترۀ وسیعی از مدلسازی مالی است . مدلسازی ریسک تکنیکهای متنوعی شامل ریسک بازار ، ارزش در ریسک ( Var ) پیشینه سازی تاریخی ( HS ) یا تئوری ارزش نهایی ( EVT ) را به منظور بررسی سبد سهام و پیش بینی ضررهای احتما لی که ممکن است در انواع مختلفی از ریسک ها بوجود آید بکار می گیرد .همچنین  دراین مدل ریسک ها به انواع ریسک اعتباری ، ریسک جاری ، ریسک نرخ سرمایه و دسته های ریسک عملیاتی تقسیم میگردند.

 

  مدیریت فرآیند ها :مدیریت فرآیند ها مجموعه ای از فعالیت های برنامه ریزی ، نظارت و سنجش عملکرد های فرایندی است  ،  میبایست دقت شود مقوله مدیریت فرآیندها با مهندسی مجدد فرآیند بنگاه به هیچ وجه یکسان وبرابرنیست.

 

روش جی.پی.کی(Grenz pian kostenrechnung ) : هزینه یابی GPK یک روش آلمانی می باشد که طی دهه های 1940و1950 توسعه یافته است . این روش طراحی شده است تا کاربردی مطابق و دقیق از چگونگی تخصیص و محاسبۀ هزینه های مدیریتی به محصول و یا خدمت ارائه دهد . روش GPKتوسط جرج پلاتت ( Hans Georg Plant ) که مهندس ماشین آلات بود و همچنین ولفگانگ کیلگر ( Wolfgang Kilger ) با یک کار دانشگاهی طراحی و ارائه شد .

 

 

 مدیریت بر مبنای ارزش ( VBM) :این روش یک ابزار کلیدی برای ارزیابی پیشرفته استراتژیهای شرکت وپروژه ها از دیدگاه بیشینه سازی ارزش سهامداران ( SRM ) می باشد . به عنوان مثال تصمیمات سرمایه گذاری یا عدم سرمایه گذاری و ارزیابی مدرن از تصمیم گیری های عمده استراتژیک سنجش عملکرد مدیریت جزء مهم دیگری از VBM است . سنجش های عملکرد در سیستم های پاداش به منظور تراز کردن مشوق های مدیریتی با سهامداران بکار می رود .

 

 

ارزش افزودۀ اقتصادی ( EVA ):  این ابزاریک معیار سنجش جدید عملکرد است که مدعی است محرک های مدیریت برای سهامداران را بهتر تنظیم می نماید . ( EVA )می تواند به عنوان سود خا لص عملیات بعد از مالیات ها ( NOPAT ) هزینه پولی سرمایه را کاهش دهد . ( EVA )مشابه است با سود اضافی ( RI ) اگرچه بر اساس بعضی از تعاریف ممکنست تفاوتهای جزئی بین ( EVA ) و ( RI ) وجود داشته باشد  از سوی دیگر واژه ایی قدیمی برای ارزش افزوده اقتصادی وجود دارد که به " جریان موجودی نقدی مازاد " موسوم است . استهلاک سر قفلی یا سرمایۀ تبلیغات برند تجاری و سایر اصلاحات مشابه ترجمه هایی هستند که می توانند سود اقتصادی را بسازد که به نوبۀ خود ارزش افزودۀ اقتصادی را ایجاد می نماید. درنهایت اینکه EVAیک نام تجاری است که بوسیلۀ توسعه دهندگان آن استرن استوارت و شرکاء ( Stern Stwart & co )  به ثبت رسیده است.

 

هزینه یابی بر اساس واحد خروجی: روشی از هزینه یابی بوسیلۀ واحد تولید می باشد . در گرایش تولیدی یک ارتیکل منفرد بر روی مقیاس بزرگ از طریق فرآیند مستمر تولید مورد پذیرش می باشد . و تمامی واحد های تولید قادر هستند در واحد سنجشی مناسب بیان شوند .

 

  

 حسابداری هزینه تمام شده ( FCA ) :این روش در کل به فرآیند جمع آوری و ارائۀ اطلاعات  را زمانیکه یک تصمیم ضروری است برای هر جایگزین پیشنهاد شده مدنظرقرارمیدهد. FCAیک روش معمول از حسابداری هزینه است که هزینه های مستقیم را ردیابی می کند و هزینه های غیر مستقیم را تخصیص می دهد . باید این نکته را مدنظر داشت که حسابداری هزینه درست ( TCA ) اغلب به عنوان مترادف این روش بکار می رود بااینحال کارشناسان هر دو واژه را مساله دار در نظر می گیرند . چرا که حقیقت ( True ) و کامل ( full) هردو ماهیتی ذهنی دارند .

 

 

هزینه یابی خدماتی / عملیاتی :هزینه یابی خدمات شکلی از هزینه یابی عملیاتی می باشد که در جائیکه خدمات ارائه شده است به عنوان یک مسئولیت ( متعهد ) یا بوسیله مرکز هزینه خدمات درون یک مسئولیت بکار می رود .

مشابه هزینه یابی واحد و هزینه یابی فرآیند ، هزینه یابی خدمات، نوعی از هزینه یابی عملیات است . دراین روش تاکید بر روی هزینه ارائه خدمات بر ثبت هزینه تولید ارجحیت دارد .    

 

هزینه یابی قرارداد :بر اساس نگرش ( CIMA ) هزینه یابی قرارداد نوعی از هزینه یابی سفارش کار محسوب میگردد با این تفاوت که هزینه یابی قرارداد برای سفارشاتی که برای تکمیل شدن نیاز به زمان طولانی دارند بکار می رود.

 

 هزینه یابی عملیات :بر طبق اصطلاحات CIMA ، هزینه یابی عملیاتی عبارت است از " روش هزینه یابی قابل استفاده در جائیکه کالاها و یا خدمات از یک روند دنباله دار مستمر ویا عملیات و فرآیند تکراری منتج می شوند "

 دراین نوع هزینه یابی هزینه ها در بین واحدهای تولید شده طی یک دورۀ زمانی ،معدل گیری می شوند.

 هزینه یابی یکسان :مزیتی که به واسطه پذیرش چندین روش هزینه یابی مشابه ، بوسیله واحد های مختلف از صنعتی مشابه یا چندین تعهد به وسیله توافقی متقابل حاصل می شود . این روش تنها تکنیکی است که به کمک اشکال هزینۀ اعضاء منفرد یک صنعت بصورتی قابل مقایسه ارائه میشود .

نماهنگ