تحولات سریع صنایع تولیدی در جهان کنونی که شامل رقابت سنگین در بازارهای جهانی ونیز نوآوریهای تکنولوژی با پیشرفت در سیستمهای هوشمند ومکانیزه بوده است . سبب گردیده ، شرکتهایی که توان هم آهنگ کردن عملیات خود را باشرایط جدید داشته اند بصورت شرکتهایی موفق جهانی درآیند و شرکتهای که فاقد چنین توانایی بوده اند  ازبازار رقابت خارج شوند. دراین شرایط ، حسابداری مدیریت نیز ناچار از ابداع و بکارگیری روشها و سیستمهایی بوده است که بتواند جوابگوی نیازهای روز شرکتها باشد ،بدون شک  هزینه یابی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Costing)، بودجه بندی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Boudgeting ) ونیز مدیریت بر مبنای فعالیت( Activity Based Management) رامیتوان موفقترین روش در این زمینه بحساب آورد.با وجود اینکه اولیّن نشانه های ظهور روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)، درسال 1960.م درآثار سالومنز و استاباس دیده شده است اما به صورت آکادمیک از اوایل دهه 1980.م سازمانها به این نتیجه رسیدند که برای بقای خود و ارائه خدمات برتر به مشتریان بایستی شیوه و فرایندهای خود را بهبود بخشند و ضمن افزایش مستمر کیفیت، هزینه ها را نیز به نحو قابل قبولی پایین آورند.

 

بطورکلی هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) که داخل ساختار سیستم حسابداری مدیریت قرار می گیرد، با بررسی فعالیتهایی که مستقیما" در فرایند عملیاتی دخالت دارند، به ارائه اطلاعات دقیق بهای تمام شده می پردازد. این روش  درصورت جایگزینی با روش های سنتی  قادرخواهد بودبرای ارزیابی موجودی کالا نیزمورداستفاده قرارگیرد.وبا کمک سیستمهای کامپیوتری درتولید اطلاعات مربوط تر و دقیق تر درفرایند تصمیم گیری مدیریت مورد استفاده قرارگیرد. امّا اگر به عنوان یک مدل حمایتی  ومکمل برای تصمیم گیری،فقط یکبار در سال انجام شود دیگر نمی توان آنرا یک روش ارزیابی موجودی کالا محسوب نمود. وازسوی دیگر هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) یک روش تجمیع هزینه نیست و جایگزین آنهانیز نمی شود. اما برای افزایش دقت هزینه های محصول که هم در هزینه یابی سفارش کار و هم هزینه یابی مرحله ای مشخص شده اند کاربرد گسترده ای دارد. باتوجه به اینکه چشم انداز روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) بلندمدّت است لذا تفکیک هزینه ها به عوامل ثابت ومتغیر لزوما ً بی مفهوم است زیرا همۀهزینه هادر حالتی متغیر فرض میشوند. بااینحال دراین روش چنانچه نرخ های جداگانه برای هزینه های ثابت و متغیر در نظر گرفته شود،هزینه های مربوط به فعالیتهای ثابت و متغیر می توانند شناسایی و با استفاده از نرخ های مبتنی بر فعالیت به محصولات و خدمات مرتبط شوند.

 

همانطوریکه میدانیم اهمیت ارقام صحیح در مورد هزینه های تولید و بازاریابی در فرایند تصمیم گیری همواره مورد بحث مدیران کارآمد نسبت به محدودیتهای ذاتی که درتولید اطلاعات حسابداری نهفته است این بوده که یکی از مشکلات مهم حسابداری در محاسبه بهای تمام شده مربوط به تخصیص هزینه های سربار می باشد.چرا که همواره ارقام مربوط به بهای تمام شده با توجه به نحوه تخصیص هزینه های سربار به محصولات و خدمات به نحو چشمگیری باهم متفاوت می باشد. این موضوع کاملا ً صحت دارد زیرا درروشهای معمول هزینه یابی، تخصیص هزینه سربار ، پس از گردآوری هزینه ها بصورت سرجمع برحسب دوایر، تخصیص می یابد، واین معضل درروش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) که برخی تکامل یافته ترین روش تخصیص هزینه برحسب دوایر می شمارند بدلیل آنکه بر فعالیتهایی تاکید دارد که اولا ً موجد هزینه باشند ثانیا ً هزینه آنها بالاباشد ، ثالثا ً کارآمد بوده رابعا ً تغییر یابند.تاحدود زیادی مرتفع گردیده است. بطورکلی درفرایندهزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)، نرخ هزینه برای هر واحد موجد هزینه( محرک هزینه ) محاسبه شده و هزینه ها از طریق ضرب نرخ موجد هزینه در حجم موجد هزینه بدست می آیند.و به جای تخصیص نرخ سربار به هر دایره نرخ موجد هزینه برای هر مرکز فعالیت به طور جداگانه محاسبه می شود. به عبارتی هر فعالیت دارای مخزن هزینه مربوط به خود است.

 

 

هدف از هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  این است که هزینه های سربار اختصاص یافته به محصولات یا خدمات بایستی تاحدامکان هزینه سرباری که واقعا" برای آن محصولات صرف شده را منعکس نماید. این هدف از طریق یک تجزیه و تحلیل از فعالیتها و علل به وجود آمدن فعالیتهامحقق می شود. بنابراین فعالیتها را میبایست در سطوح مختلفی از جزئیات تعریف نمود زیرا در هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) این فعالیتها هستند که منابع را مصرف می نمایند تا برای کسب و کار ارزش ایجاد نمایند. وچون زمانی که منابع مصرف میشوند ، هنگامیست که هزینه ها روی داده است ، لذا درواقع این فعالیتها هستند که موجدهزینه ها میگردد. درون مایه روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABCاین است که بجای آنکه هزینه ها به طور مستقیم مدیریت شوند، بهتر است فعالیتهایی که هزینه ها رابوجود می آورند مدیریت شوند،وچون هر عملی که به منظور تولید ،توزیع و ارائه خدمات انجام شود و ماهیت تکراری داشته باشد فعالیت یا کار نامیده می شود، لذادرشناسایی وطبقه بندی فعالیتها میبایست به نمودار سازمانی و فرایندها وفعالیتهای همگن وسلسله مراتب آنها توجه لازم بعمل آید.

 

 

 

همانطوریکه بیان شد درروشهای معمول ومتداول هزینه یابی، محرکهای حجمی هزینه نظیر مقدار تولید، ساعت کار مستقیم و ساعت کار ماشین آلات تنها عواملی شناخته میشوندکه موجب ایجاد هزینه می گردنند، اما در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  کلیه رویدادها یا فعالیتهایی که منجر به وقوع هزینه می شوند محرکهای هزینه قلمداد میگردند. وبه همین دلیل این فعالیتها هستند که به عنوان منابع هزینه شناسایی میشوند و هزینه های سربار براساس مبانی منطقی تعیین شده یا همان محرکهای هزینه به محصولات تخصیص می گردند. در هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  هرچه تعداد محرکهای هزینه که براساس میزان همبستگی ،هزینه اندازه گیری و آثار رفتاری ، انتخاب میشوندهرچه متنوع تر و ضریب همبستگی آنها میان محرک و فعالیت بیشتر باشد تخصیص هزینه سربار با دقت بیشتری انجام می شود. اما باید درنظر داشت که این فرایند ممکن است هزینه اندازه گیری محرک ها راافزایش دهد.به همین دلیل بکارگیری روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) تنها زمانی ممکن ومقرون به صرفه خواهد بود که:

اولاً محصولات تفاوت زیادی با هم داشته باشند.

ثانیا ً تنوع محصولات تولید شده بالا باشد.

ثالثا ً هزینه های سربار , مبالغ قابل توجهی را تشکیل داده و این مبالغ نیزسیر صعودی داشته باشد.

رابعا ً قیمت فروش بر اساس بازار تعیین شود.

خامسا ً دانش فنی تولید بالا باشد.

 

براین اساس درطراحی هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) همواره میبایست چهارفاکتور را درنظر گرفت:

اوّل: تشخیص و معرفی فعالیتهای اصلی درهر واحد اقتصادی.

دوم: تعیین محرکهای اولیه و ثانویه برای این فعالیتها.

سوم:ادغام فعالیتها در یک مخزن هزینه مشابه .

چهارم :گزینش محرکهای فعالیت برای نشان دادن هر هزینه.

 

درابتدای شکل گیری روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  جهت فراهم آوردن اطلاعات برای تصمیم گیریهای استراتژیک خصوصا" تهیه اطلاعات بهای تمام شده خدمات ، الگویی مطرح وارائه گردید که به مدل اولیّه معروف شد، دارای مزایای مختلفی ازجمله کاربرد درتصمیم گیریهای استراتژیک، تجزیه و تحلیل هزینه ها ،سودآوری خدمات،بهبود فعالیتهای سازمانی ،مدیریت و اداره کردن بهترفعالیتهاوهمچنین تعیین اولویت برای کاهش هزینه ها بود، بااینحال این مدل بدلیل عدم ارائه اطلاعات مستقیم در مورد هزینه ها و فعالیتها خصوصا" در مورد هزینه های سربارونیز تک کاربردی بودن آْن درنهایت منجربه کنارگذاری آن وجایگزینی الگویی با هدف ایجاد یک فرایند بهبود دائمی برای فعالیتهای داخل و خارج از سازمان موسوم به مدل دوبعدی شد.که بادارا بودن محاسن ومزایای مدل اولیّه،اطلاعات مفیدو جامعی درباره فعالیتها اعم ازعملیاتی وغیرعملیاتی وحتی استفاده کنندگان از خدمات نیز ارائه میدهد. بطورکلی مزایایی که میتوان برای مدل دوبعدی قائل شد این است که:

- موجب بهبود سیستم هزینه یابی و تخصیص هزینه های شرکت به طور مطلوبتر میگردد.

- محاسبه و تعیین بهای تمام شده و قیمت گذاری محصولات ، ازطریق این مدل به طور منطقی تر و دقیق تر انجام میگیرد.

-کنترل عملیات بطوردقیق تر ،برنامه ریزی بطورمنظم تر ، ومدیریت برفعالیتها بطور کارآمدترانجام می پذیرد.

-ارزیابی واقعی از عملکرد مدیران و شناسایی فعالیتهای هزینه زا و فاقد ارزش و به وجود آمدن امکان کنترل مؤثر هزینه ها.

- موجب تعمیق طرز تلقی و بینش مدیران نسبت به اثرات هزینه های سرباردربهای تمام شده محصولات تولیدی.

- فراهم آمدن شرایط مناسب برای امکان افزایش سهم بازار با توجیه حاشیه فروش و تسهیل رقابت

- تصمیم گیری در خصوص تولید یا توقف تولید.

-عملی کردن مفهموم مشتری مداری.



باوجود دارا بودن مزایای فوق، میتوان محدودیتها و ایراداتی به مدل دوبعدی هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) نیزقائل شد ازجمله :

-رابطه یکطرفه بین حجم فعالیت و هزینه ها .

- چشم پوشی از امکان وجود هزینه ها و تولیدات مشترک.

- نادیده گرفتن ظرفیت اضافی و میزان سودمندی منابع کمیاب.

- هزینه های گزاف ناشی از تعداد مراکز فعالیت و عوامل هزینه زا

- استمرار ضرورت تخصیص برخی هزینه ها بر اساس معیارهای قراردادی مبتنی بر حجم. 


صرفنظر از محدودیتهای ذکرشده، یکی ازدلایلی که موجب عدم استقبال گسترده و فراگیربرای بکارگیری روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) می توان برشمرد، این است که این روش هزینه یابی اصولا ًروشی بسیار گران است زیرا درفرایندآن میبایست هزینه تمامی فعالیتها تعیین شود، نقشه جزئیات عملیات برای نشان دادن جریان کار و روابط بین فعالیتها ترسیم ومداوم روزآوری شود، ضمن آنکه علاوه برفرا تخصصی بودن محاسبات و تجزیه وتحلیل اطلاعات خروجی در این روش ،جمع آوری داده های هزینه مرتبط و جریان فیزیکی واحدهای محرک هزینه از میان فعالیتها و منابع نیز به سادگی میسرنیست. بااینحال هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) بدون تردید یکی ازقوی ترین وپیشرفته ترین تکنیک های شناخته شده بین روشهای هزینه یابی درعصرحاضرمعرفی شده است ، به همین جهت بنظرمیرسد قبل ازهرگونه اقدام جهت طراحی، پیاده سازی واجرای روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) اولا ً مدیریت ازفوائد استفاده اطلاعات ABC در فرایند بهبود سازمانی توجیه شده باشد،ثانیا ً یک استراتژی و برنامه ریزی برای استفاده از مزایای بالقوه استفاده از ABCتهیه کردد، ثالثا ً جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای طراحی مدل ABCانجام گرفته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بطورکلی، پیاده سازی واجرای موفقیت آمیزیک مدل طراحی شده ABCشامل مراحل زیرمیباشد:

١-برنامه ریزی پروژه.

٢- تعیین منابع مالی و عملیاتی.

٣- تعریف فعالیتها و فرایندها.

۴- توسعه طرح مفهومی مدل هزینه.

۵- سنجش اعتبار و پایایی مدل هزینه.

۶- تدارک اطلاعات جدید.

٧- اطمینان از به روز بودن نظام انتخابی.

 

 

 

 

 

بودجه بندی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Boudgetin ) را میتوان یک روش سیستماتیک جهت برنامه ریزی مؤثر، کنترل دقیق و بودجه بندی مناسب منابع یک واحد اقتصادی بحساب آورد.

زمانی که دریک سازمان بودجه بر مبنای فعالیت تهیه، تنظیم و تصویب می شود،درواقع کلیدی از اقتصاد داخلی زده شده است که این قابلیت نهفته رادرخود دارد که مابین عرضه و تقاضا توازن برقرار کند. ضمن آنکه بودجه بندی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Boudgetin ) باعث می شود مدیران به هزینه های ثابت در ظرف دوره ای میانمدت وحتی بلندمدت ،به نگرش وبینشی متغیردست یابند.

 

 

 

بودجه بندی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Boudgetin ) باعث میگردد :

اولاً انتظارات مشتریان با منابع قابل دسترس سازمان منطبق گردد و فعالیتهای سازمان را نیز با استراتژیهای کسب و کار مشتریان همسان سازد. بدین معنی که ایده های مشتری را مورد قضاوت قرار داده وازاینکه اولویتهای خود را براساس آنها تعیین کند جلوگیری مینماید وچون تنها فعالیتهایی که سازمان باید برای انجام آنها کوشش کند را مشخص مینماید بدین طریق مانع از افتادن سازمان در دام دفاع از پروژه های مشتریان می گردد. ثانیاً بودجه بندی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Boudgetin ) باعث میشود ازیک طرف بجای تاکید بر یک الگوبرداری( Benchmark)اختیاری, مثل بودجه سال گذشته، بر بودجه‌هایی تاکیدکند که بر پایه بازگشت به سرمایه گذاریها استوار گردیده است.وازسوی دیگریک بودجه انعطاف پذیر را بر مبنای حجم کارو فعالیتها توسعه وگسترش می دهد.

ثالثا ً برنامه ریزی های مکرر و دائمی را مورد حمایت قرار داده و باشناسایی فعالیتهای زائد و بی ارزش برنامه های عملی را برای حذف آنها ایجاد می کند.

رابعا ًسرمایه و وقت لازم برای سرمایه گذاریهای بحرانی در داخل سازمان را پیش بینی کرده و نرخها و قیمتهایی را که عادلانه، قابل دفاع و قابل مقایسه ( outsourcing) هستند را تعیین می‌کند.

 

 

امروزه بسیاری از شرکتها و سازمانهایی که با سایر روشهای بودجه وبا تاکید بر عناصر هزینه‌ای نتوانسته اند ، اهداف ازپیش تعیین شده خود را محقق سازند به ناگزیر به استفاده ازروش بودجه بندی بر مبنای فعالیت( ABB) و تاکید بر اهمیت بودجه بندی ازطریق فعالیتها و مراحل آن روی می آورند.بعبارت دیگرهدف ازبرقرای این روش بودجه بندی این است که نشان داده شودکه چه ارتباطی میبایست بین منابعی که سازمان برای مصرف آنها برنامه ریزی می کند با محصولاتی که حداکثر سود آوری وموفقیت رابرای سازمان فراهم می آورد برقرارشود تامدیریت بتواند منابع سازمان اعم از زمان، پول، نیروی انسانی و غیره به نحو مطلوب ،مؤثرواثربخش درمسیروچرخه این فعالیتها قراردهد.

درروش بودجه بندی بر مبنای فعالیت( ABB)  برخلاف سایرروشهای بودجه ای متداول که عوامل هزینه ای را توصیف می کنند، دربرگیرنده اطلاعاتی است که هزینه خدمات و محصولات یک سازمان را نشان می‌دهد . ضمن آنکه دراین روش بجای مذاکره میان مدیران و سرپرستان اجرایی، چه منابعی مورد نیاز هستندمبنای کارقرارمی گیرد. باید به این امرنیز توجه داشت که روش هزینه یابی برمبنای فعالیت( ABC ) با روش بودجه بندی بر مبنای فعالیت( ABB) ازیکدیگر متمایز هستند، زیرا فرایند ABB قبل از شروع سال مالی آغاز می شود درصورتیکه ABC رویه ای تکمیلی است که در سیستمهای حسابداری اعمال می‌شود تا هزینه فعالیتها طی سال قابلیت ردیابی پیدا کرده ومورد پی گیری وتجزیه وتحلیل مستمر قرارگیرند. بطورکلی، تهیه ، تنظیم واجرای موفقیت آمیزیک مدل طراحی شده بودجه بندی بر مبنای فعالیت( ABB) شامل مراحل زیرمیباشد:

١- برآورد تعداد محصول نهایی ( تولید و فروش برای دوره بعد).

٢- پیش بینی میزان تقاضای فعالیتها در درون سازمان .

٣- محاسبه منابع مورد تقاضا برای فعالیتهای پیش بینی شده .

۴- تعیین عرضه واقعی منابع .

۵- تعیین ظرفیت منابع.

 

مدیریت بر مبنای فعالیت ( Activity Based Managementیک رویکرد فلسفه مدیریتی است که ضمن آن واحداقتصادی بمثابه مجموعه ای از فعالیتهای بهم پیوسته درنظر گرفته می شود که فعالیتها در نهایت باید درخدمت ارزش آفرینی برای مشتریان قرار گیرند . مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM)  بر این فرض استوار است که در یک سازمان ، انجام فعالیتها موجب ایجاد هزینه می گردد ، لذا از طریق اعمال مدیریت بر فعالیتها ،‌مدیریت بر هزینه ها رانیز اعمال خواهد شد .

در رویکرد مدیریت بر مبنای فعالیت ( ABM) چون هزینه ها برحسب فعالیتها تفکیک می گردند و بر این اساس اطلاعات سودمندی درخصوص بازده و نتایج هریک از فعالیتها و تحلیل و مقایسه هزینه های انجام یافته با نتایج وخروجی های هریک از فعالیتها بدست داده شود . بنابراین برخلاف سایر روشهای هزینه یابی، که گزارشگیری عموما ً برحسب دوایرانجام می پذیرد ، گزارشگری در رویکرد مدیریت بر مبنای فعالیت ( ABM) براساس فعالیتها انجام می گیرد .ضمن آنکه خصوصیت پرارزش دیگر گزارشگیری بر اساس ABM این است که یک فعالیت در مجموعه واحدهایی که در انجام یک فعالیت معین مشارکت دارند ردیابی شده و جمع هزینه های مربوط به فعالیت مورد نظر در واحدهای مختلف شناسایی و منعکس می گردد . بعنوان مثال در پاسخگویی به سفارش مشتریان، دوایر مختلف تولیدی و پشتیبانی مشارکت دارند ودراین تشریک مساعی هریک از این دوایر می کوشند درتحویل سفارش تسریع نمایند و محصول را درموعد مقرربه مشتریان تحویل دهند . ویاامور مالی به ارزیابی و کنترل اعتبار مشتری می پردازد و نهایتاً واحد خدمات فروش نیز انجام هماهنگی ها و حصول اطمینان از تحویل به موقع سفارش دریافتی را عهده دار می گردد . به این ترتیب کل هزینه پاسخگویی به سفارش مشتری از محدوده واحد خدمات فروش فراتر رفته و هزینه های ایجاد شده از این بابت در واحدهای مختلف را شامل می گردد و درنتیجه جمع هزینه های مؤثر در انجام سفارش مشتری مشخص شده و بصورت جامع به مدیریت منعکس می گردد .

 



 

اهمیت دیگر رویکرد مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM) ، شناسایی فعالیتهای فاقد ارزش زایی است که در عمل به سودمندی محصول و یا خدمات نمی افزاید ،شناسائی و گزارشگری فعالیتهای فاقد ارزش افزایی ، به مدیریت نشان می دهد که چه میزان قابل ملاحظه ای از منابع بنگاه دراثر فعالییتهای فاقد ارزش می تواند به هدر رود . برپایه این گزارش ها ، مدیریت می تواند نسبت به حذف برخی فعالیتها و یا کاهش هزینه آنها اقدام نماید . باید به این نکته توجه داشت که اعمال مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM) مستلزم بکارگیری توأمان دو تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)‌و بودجه بندی بر مبنای فعالیت (ABB) است.تا بامدیریت بر مبنای فعالیت( ABM)  بتوان منافع را با معرفی فرصتهای ارزش آفرین بهبود بخشید، هزینه منابعی که در اجرای فعالیتهای اصلی واحد یا سازمان مصرف می شوند اندازه گیری کرد.و هزینه هایی مربوط به فعالیتهای بی بر، را شناسایی وحذف نمود، وبه فرایندها وفعالیتهایی که مشتریان حاضرند بابت آن پول پرداخت نمایند توجه خاص نمود.ضمن آنکه بامدیریت بر مبنای فعالیت( ABM) میتوان معیار مناسبی رابرای فعالیتها تعیین و کارایی و اثربخشی آنها را در داخل سازمان بطور واقعی تعیین وحتی مکانیزم همیاری درفعالیتهای تیمی مرتبط به هم را تقویت وحمایت کرد.

 

 

بنابراین میتوان وظایف مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM) را ازیک طرف شناسایی فعالیتهای دارای ارزش افزوده و معرفی فعالیتهای بدون ارزش افزوده دانست وازطرف دیگرآنرا نوعی مهندسی و طراحی مجدد ساختار فعالیتها بحساب آورد.مضافا ً آنکه الگوبرداری از فعالیتهای با ارزش افزوده به عنوان ابزار کلیدی برای توسعه سیستم اندازه گیری کارایی و بهبود دائم ومستمرراازدیگر وظایف این روش برشمرد.



ایجاد واستقراریک جریان مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM)  قطعا ً وبدون هیچ تردیدی کاملا ً درگرو زیرساختهای مورد نیازی است که قبلاً میبایست درسازمان بنا گردیده باشد درغیراینصورت نه تنها پیاده سازی این روش محقق شدنی نیست بلکه حتی تصورآن نیزنا ممکن میگردد، برخی ازاین زیرساختها عبارتندازاینکه:

-قبلاً درسازمان نظام کدینگ علمی وطبقه بندی استاندارد برای حسابها انجام گرفته باشد.

- قبلا ًنظام اطلاعات مدیریت بطورعملی و کاربردی ونه انتزاعی وتزئینی درسازمان مستقر گردیده باشد.

- قبلا ًفعالیتهای کلیدی ومحرکهای هزینه فعالیت تعیین شده باشد.

-قبلا ً هزینه های سربار و هزینه های غیر مستقیم با بکارگیری محرکهای هزینه ،روشن و دسته بندی گردیده باشد.

- قبلا ً داده ها برمبنای تقاضاهای کار با فعالیت جمع آوری وطبقه بندی شده باشد.

-قبلا" هزینه ها بر مبنای فعالیت به محصولات و مشتریان تخصیص گردیده باشد .

- قبلا "اطلاعات مالی و عملیاتی در سطح هر فعالیت تعیین شده باشد.

 

 

 

 

باتوجه به موارد یادشده شرایط حاکم بر ساختار روش مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM) رامیتوان درعوامل زیرمشاهده نمود:

١-جریانات هزینه در این مدل .

٢- حسابهای دفتر کل عمومی .

٣- طبقه بندی هزینه ها و فعالیتها .

۴- تعیین هزینه ها از حسابهای دفتر کل .

۵- دانستن محرکهای هزینه .

۶- تغییر پذیری محرک هزینه .

٧- تعیین کردن هزینه ها از حسابهای دفتر کل به فعالیتها .

٨- تعیین دوباره هزینه های واحدها به سایر واحدها .

٩-ارزش زایی محصول و مشتری .

١٠- استفاده از واحد هزینه برای تجزیه و تحلیل .

 


 

دریک جمع بندی میتوان ویژ گیها یی رابرای مدیریت بر مبنای فعالیت( ABM) تعریف نمود،که برخی ازاین خصایص بشرح زیرقابل طبقه بندی است:

- مدل ABM امکان قیمت گذاری مجدد محصولات ، بهینه سازی طراحی محصول جدیدوکاهش منطقی هزینه ها را درهرسازمان فراهم میسازد.

- مدل ABM عاملی اثرگذار بر برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی شرکتها محسوب میشود.

- مدل ABM نتیجه بکارگیری موفقیت آمیز ABC بوده است.

- مدل ABM باوجودیکه اطلاعات مورد نیاز خود را از ABC می گیرد، امّا بعد پویای تازه ای از لحاظ بهبود مستمر فعالیتها به ABC افزوده است.

- مدل ABM به کاهش مستمر وپیوسته بهای تمام شده تاکید دارد.

- مدل ABM همانند ABC بر ایجاد ارتباط بین هزینه های سربار و فعالیتها تاکید می کند.

- درمدل ABM شناسایی و تحلیل فعالیتها جهت تحقق اهداف انجام میپذیرد ، درصورتیکه

- درمدل ABC شناسایی و تحلیل فعالیتها به منظور تعیین هزینه هر فعالیت است.وبه همین خاطرمیتوان مدل ABCرا جزئی ازمدل ABM بحساب آورد.

بطوراجمال، پیاده سازی واجرای موفقیت آمیزیک مدل طراحی شده ABM شامل مراحل هشتگانه زیراست:

١-تعریف دامنه پروژه.

٢- شناسایی فعالیتها, منابع و شاخص های ستاده .

٣- تحلیل جریان عملیاتی فرایند .

۴-جمع آوری داده ها و شناسایی نقش های رابط میان داده ها.

۵-تهیه یک مدل کامپیوتری .

۶- ارزش گذاری و اعتبار دادن به مدل.

٧- تعبیر و تفسیر اطلاعات جدید.

٨-اجرا .

 

 

 

مخلص کلام اینکه شتاب تغییرات گسترده در شرایط اقتصادی بازارهای جهانی دراواخرقرن بیستم موجب تحول چشمگیری در صنایع تولیدی شده است . رقابت جهانی همراه با نوآوریهای سریع درتکنولوژی و فن آوری ، وضعیت تولید را با تغییرات عمده ای مواجه کرده است . به موازات این دگرگونیها ، حسابداری مدیریت نیز همواره درحال تغییروتحول بوده است . بطوریکه هم اکنون بسیاری از واحدهای اقتصادی متناسب بااین دگردیسی به روشهای هزینه یابی پیشین خود سیستم های نوینی رانیز افزوده اند، تابتوانند درمیدان رقابت محصولاتی راباکیفت بهتر وبهای تمام شده کمترتولید وبه مشتریان عرضه دارند. روشهای هزینه یابی ومدیریت بر مبنای فعالیت (ABM &ABC)  یکی ازقوی ترین وکارآمدترین ابزارهای شناخته شده مدیریت جدید درجهان جدید است که در محیط اقتصادی پویا جهت خلق ارزش و توانمند ساختن واحد های اقتصادی تحول محور همچنان مورد استفاده مؤثر قرارمیگیرد. دلیل آن نیزبسیارساده است زیرااهمیت ثمر بخشی  به مدیریت هزینه و تصمیم سازی برای ارزش آفرینی کسب و کار تجاری در محیط اقتصادی پویا . نیاز به تبیین رویکردی جدید و نودارد .

 

 

نماهنگ: