هزینه یابی برمبنای فعالیت(ABC):

 

 

 

تحولات سریع صنایع تولیدی در جهان کنونی که شامل رقابت سنگین در بازارهای جهانی ونیز نوآوریهای تکنولوژی با پیشرفت در سیستمهای هوشمند ومکانیزه بوده است . سبب گردیده ، شرکتهایی که توان هم آهنگ کردن عملیات خود را باشرایط جدید داشته اند بصورت شرکتهایی موفق جهانی درآیند و شرکتهای که فاقد چنین توانایی بوده اند  ازبازار رقابت خارج شوند. دراین شرایط ، حسابداری مدیریت نیز ناچار از ابداع و بکارگیری روشها و سیستمهایی بوده است که بتواند جوابگوی نیازهای روز شرکتها باشد ،بدون شک  هزینه یابی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Costing)، بودجه بندی بر مبنای فعالیت ( Activity Based Boudgeting ) ونیز مدیریت بر مبنای فعالیت( Activity Based Management) رامیتوان موفقترین روش در این زمینه بحساب آورد.با وجود اینکه اولیّن نشانه های ظهور روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)، درسال 1960.م درآثار سالومنز و استاباس دیده شده است اما به صورت آکادمیک از اوایل دهه 1980.م سازمانها به این نتیجه رسیدند که برای بقای خود و ارائه خدمات برتر به مشتریان بایستی شیوه و فرایندهای خود را بهبود بخشند و ضمن افزایش مستمر کیفیت، هزینه ها را نیز به نحو قابل قبولی پایین آورند.

 

بطورکلی هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) که داخل ساختار سیستم حسابداری مدیریت قرار می گیرد، با بررسی فعالیتهایی که مستقیما" در فرایند عملیاتی دخالت دارند، به ارائه اطلاعات دقیق بهای تمام شده می پردازد. این روش  درصورت جایگزینی با روش های سنتی  قادرخواهد بودبرای ارزیابی موجودی کالا نیزمورداستفاده قرارگیرد.وبا کمک سیستمهای کامپیوتری درتولید اطلاعات مربوط تر و دقیق تر درفرایند تصمیم گیری مدیریت مورد استفاده قرارگیرد. امّا اگر به عنوان یک مدل حمایتی  ومکمل برای تصمیم گیری،فقط یکبار در سال انجام شود دیگر نمی توان آنرا یک روش ارزیابی موجودی کالا محسوب نمود. وازسوی دیگر هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) یک روش تجمیع هزینه نیست و جایگزین آنهانیز نمی شود. اما برای افزایش دقت هزینه های محصول که هم در هزینه یابی سفارش کار و هم هزینه یابی مرحله ای مشخص شده اند کاربرد گسترده ای دارد. باتوجه به اینکه چشم انداز روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) بلندمدّت است لذا تفکیک هزینه ها به عوامل ثابت ومتغیر لزوما ً بی مفهوم است زیرا همۀهزینه هادر حالتی متغیر فرض میشوند. بااینحال دراین روش چنانچه نرخ های جداگانه برای هزینه های ثابت و متغیر در نظر گرفته شود،هزینه های مربوط به فعالیتهای ثابت و متغیر می توانند شناسایی و با استفاده از نرخ های مبتنی بر فعالیت به محصولات و خدمات مرتبط شوند.

 

همانطوریکه میدانیم اهمیت ارقام صحیح در مورد هزینه های تولید و بازاریابی در فرایند تصمیم گیری همواره مورد بحث مدیران کارآمد نسبت به محدودیتهای ذاتی که درتولید اطلاعات حسابداری نهفته است این بوده که یکی از مشکلات مهم حسابداری در محاسبه بهای تمام شده مربوط به تخصیص هزینه های سربار می باشد.چرا که همواره ارقام مربوط به بهای تمام شده با توجه به نحوه تخصیص هزینه های سربار به محصولات و خدمات به نحو چشمگیری باهم متفاوت می باشد. این موضوع کاملا ً صحت دارد زیرا درروشهای معمول هزینه یابی، تخصیص هزینه سربار ، پس از گردآوری هزینه ها بصورت سرجمع برحسب دوایر، تخصیص می یابد، واین معضل درروش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) که برخی تکامل یافته ترین روش تخصیص هزینه برحسب دوایر می شمارند بدلیل آنکه بر فعالیتهایی تاکید دارد که اولا ً موجد هزینه باشند ثانیا ً هزینه آنها بالاباشد ، ثالثا ً کارآمد بوده رابعا ً تغییر یابند.تاحدود زیادی مرتفع گردیده است. بطورکلی درفرایندهزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)، نرخ هزینه برای هر واحد موجد هزینه( محرک هزینه ) محاسبه شده و هزینه ها از طریق ضرب نرخ موجد هزینه در حجم موجد هزینه بدست می آیند.و به جای تخصیص نرخ سربار به هر دایره نرخ موجد هزینه برای هر مرکز فعالیت به طور جداگانه محاسبه می شود. به عبارتی هر فعالیت دارای مخزن هزینه مربوط به خود است.

 

 

هدف از هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  این است که هزینه های سربار اختصاص یافته به محصولات یا خدمات بایستی تاحدامکان هزینه سرباری که واقعا" برای آن محصولات صرف شده را منعکس نماید. این هدف از طریق یک تجزیه و تحلیل از فعالیتها و علل به وجود آمدن فعالیتهامحقق می شود. بنابراین فعالیتها را میبایست در سطوح مختلفی از جزئیات تعریف نمود زیرا در هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) این فعالیتها هستند که منابع را مصرف می نمایند تا برای کسب و کار ارزش ایجاد نمایند. وچون زمانی که منابع مصرف میشوند ، هنگامیست که هزینه ها روی داده است ، لذا درواقع این فعالیتها هستند که موجدهزینه ها میگردد. درون مایه روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABCاین است که بجای آنکه هزینه ها به طور مستقیم مدیریت شوند، بهتر است فعالیتهایی که هزینه ها رابوجود می آورند مدیریت شوند،وچون هر عملی که به منظور تولید ،توزیع و ارائه خدمات انجام شود و ماهیت تکراری داشته باشد فعالیت یا کار نامیده می شود، لذادرشناسایی وطبقه بندی فعالیتها میبایست به نمودار سازمانی و فرایندها وفعالیتهای همگن وسلسله مراتب آنها توجه لازم بعمل آید.

 

 

 

همانطوریکه بیان شد درروشهای معمول ومتداول هزینه یابی، محرکهای حجمی هزینه نظیر مقدار تولید، ساعت کار مستقیم و ساعت کار ماشین آلات تنها عواملی شناخته میشوندکه موجب ایجاد هزینه می گردنند، اما در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  کلیه رویدادها یا فعالیتهایی که منجر به وقوع هزینه می شوند محرکهای هزینه قلمداد میگردند. وبه همین دلیل این فعالیتها هستند که به عنوان منابع هزینه شناسایی میشوند و هزینه های سربار براساس مبانی منطقی تعیین شده یا همان محرکهای هزینه به محصولات تخصیص می گردند. در هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC)  هرچه تعداد محرکهای هزینه که براساس میزان همبستگی ،هزینه اندازه گیری و آثار رفتاری ، انتخاب میشوندهرچه متنوع تر و ضریب همبستگی آنها میان محرک و فعالیت بیشتر باشد تخصیص هزینه سربار با دقت بیشتری انجام می شود. اما باید درنظر داشت که این فرایند ممکن است هزینه اندازه گیری محرک ها راافزایش دهد.به همین دلیل بکارگیری روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) تنها زمانی ممکن ومقرون به صرفه خواهد بود که:

اولاً محصولات تفاوت زیادی با هم داشته باشند.

ثانیا ً تنوع محصولات تولید شده بالا باشد.

ثالثا ً هزینه های سربار , مبالغ قابل توجهی را تشکیل داده و این مبالغ نیزسیر صعودی داشته باشد.

رابعا ً قیمت فروش بر اساس بازار تعیین شود.

خامسا ً دانش فنی تولید بالا باشد.

 

براین اساس درطراحی هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) همواره میبایست چهارفاکتور را درنظر گرفت:

اوّل: تشخیص و معرفی فعالیتهای اصلی درهر واحد اقتصادی.

دوم: تعیین محرکهای اولیه و ثانویه برای این فعالیتها.

/ 0 نظر / 10 بازدید