مدیریت کیفیت جامع(TQM):

 

 

 

بروز نوعی از بحران در سازمانهارامیتوان بعنوان یک سرمایه تلقی ودرنتیجه مثبت ارزیابی کرد ، زیرا بروز اینوع بحرانها باعث می  شود و این به که مجموعه امکانات سازمان،ساختارها، نیروی انسانی، توانمندی قانونی، وسایر ویژه گیها وخصوصیات سازمانی به خوبی با همدیگر ترکیب شده وهمدلی مناسبی ایجاد و از امکانات بلااستفاده سازمان به نحو مطلوبیاستفاده شود.  درمقابل اینوع بحران ،بحرانهای سرکش ومخربی نیزوجود دارد که موجباختلال در روند کار سازمانی شده و تحقق اهداف سازمان وحتی  مزیت رقابتی رانیز از بین می برد.اصولا وقوعبحران در سازمانها بطورتصادفی ودفعتاً به وجود نمی آید بلکه طی مدت زمانی طولانی زمینه های آندر فرایندها، ساختارها و منابع انسانی شکل گرفته و سپس به بروز بحران منجر می شود.

 


برای پیشگیری از بحرانهای مخرب و همینطور مدیریت صحیح بر آن، لازم استتمهیدات لازم قبل از شکل گیری درون مایه بحران، اندیشه شود. یکی از رویکردهایی که بهشکل جدی و عملیاتی به مدیریت بحران و پیشگیری از بروز بحران کمک می کند بدون تردید نظام مدیریتکیفیت جامع یا فراگیر (TOTAL QUALITY MANAGEMENT)میباشد. این امر به خاطر این است که نظاممدیریت کیفیت جامع که پس ازاین به اختصارTQM بیان میشود یک نظام مشکل یاب و بحران یاب است. بحرانهای سازمانی شرایطی را فــــراهم می کنند که روند عادی کارو فعالیت با وقفه موقت و یا نسبتاً پایدار مواجه می شود. بحران عبارت است از وضعیتیکه نظم سیستم اصلی یا قسمتهایی از آن را مختل کرده و پایداری آن را به هم می زند. بحران وضعیتی است که تغییری ناگهانی در یک یا چند قسمت از عواملمتغیر سیستم به وجود می آورد (شدت و ضعف بحرانها بستگی به عوامل تشدیدکننده و یاعناصر کاهش دهنده بحران و تکنیک های موجود برای مدیریت دارد.در بروز بحرانهای سازمانی عوامل مختلفی دخیل هستنــــد کهپرداختن به موقع، به آنها می تواند بحران را مهار کند. بحران در سازمانها بیشترناشی از نارسائیهای محیط داخلی و عدم موفقیت مدیریت ناشی می شود. به طور خلاصه میتوان گفت بحران، درنتیجه مدیریت ناموفق پیدا می شود و یک مدیریت اثربخش می توانداخطارهای بحران را دریابد و بعضی نشانه ها را از قبل پیش بینی کند. عوامل درونسازمانی موثر در بحــــران را در شش گروه بشرح زیر می توان خلاصه کرد:

نحوه عملکرد مدیران سازمان.

عدم کفایت تجربه و جمع آوری اطلاعات.

ارزشها، عقیده و نگرش مدیریت.

پیشینه تاریخی و تجارب سازمان.

مرحله عمر زندگی سازمان.

درجه تمرکز وسایرویژه گیهای سازمان .


در TQM بر طراحی، انتخاب فناوری و فرایندهایمناسب تولید، آموزش کیفیت، مشارکت بیشتر کارکنان، توجه به نیازهای مشتریان و لزوماندازه گیری کار تاکید شده است. TQM فقط به محصول برنمی گردد و یکدیدگاه جامع نسبت به سازمان و محصول دارد و تمام فعالیتها و فرایندها و جزییات کاررا دربردارد. بنابراین مدیریت به نکات زیر تأکید فراوان دارد:

کیفیت بالای محصولات و خدمات که موجب رضایت مشتری می گردد.

منطقی بودن قیمت.

مشارکت کلیه کارکنان شرکت.

اصلاح مداوم فرایندهای کاری.

حل مسئله ریز و درشت سازمان برحسب اولویت.

سرشکن کردن تصمیم گیری درکل سطوح سازمان.

 


TQM یک سیستم اثربخش است که انسجام تلاشهایبهبود کیفی مستمر افراد در کلیه سطوح سازمان را برای ارائه مطلوب خدمات وکالاها ورضایت  مشتریان را بهمراه داشته و تضمین می کند ، لذا مدیریت کیفیت فراگیر در جستجوی این است که فرهنگی را ایجاد کند تا کلیهکارکنان به وسیله آن به طور مداوم سازماندهی کارشان را با نگرش تامین نیازمندیهایمتغیر و متنوع مشتریان بهبود بخشد. برای TQM سه محور  مشتری گرایی ، کارگروهی ونگرش علمی تصمیم گیری درنظر گرفته میشود که درآن  مؤلفه های زیر نهفته است:

چشم انداز گرایی.

راهبری سازمان به شکل موثر.

همکاری با پیمانکاران و تامین کنندگان.

توسعه مشارکت کارکنان.

فرایندگرایی.

خلاقیت و بهبود مستمر.

مسئولیتهای اجتماعی سازمان.

نتیجه گرایی.

 


TQM با ابزارها و الگوهای خود سازمان را بهبودمی بخشد و مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد و از بروز بحرانهای مخرب جلوگیری می کند. این سیستم درصورت بروز بحران به مدیران و دست اندرکاران کمک می کند تا به نحویمطلوب بحران را مدیریت و آن را حل و فصل کنند. به طورکلی TQM درابعاد زیر به پیشگیری از بحران و یا مدیریت بحران کمک می کند.

۱)کمک به اندازه پذیر کردن مشکلات سازمانی: یکی از عوامل موثردر بروز بحرانهای سازمانی نبود شاخصهای معین و مشخص و اندازه پذیر نبودن مشکلاتاست. بعضاً مدیران و کارکنان سازمان مشکلات سازمان را درک کرده ولی به دلیل نداشتنشاخص و یا مشخص نبودن نحوه اندازه گیری نمی توانند به شکل مطلوب به جنگ مشکلات رفتهو درنتیجه بحران به وجود میآید. زمانی در سازمان بحران به وجود می آید که ما نتوانیم پدیده هارا اندازه گیری کنیم و اگر ما نتوانیم پدیده ها و مسائل را اندازه پذیر کنیم، درآنصورت نمی توانیم بر آنها مدیریت کنیم و نتیجه آن پس از مدتی، بروز بحران است.

نظام TQM ازطریق شاخص سازی زمینه های بروزبحران را در سازمان ازبین برده و به راحتی به مدیران و کارکنان کمک می کند که بربحرانهای سازمانی فائق آیند. به طورکلی این نظام در بعد شاخص سازیاز راههای زیر در پیشگیــری از بحران و مدیریت بر بحران کمک می کند:

الف) مقادیر کمی برای مسائل و مشکلات سازمانی تعیین می کند؛

ب) همواره به دنبال تعیین فاصله وضع موجود و مطلوب است؛

ج) معیارهای مناسبی برای انتخاب شاخصهای سازمانی به دست می دهد؛

د) با الگوبرداری و مقایسه سازمان با آن وضعیت را مشخص می کند؛

هـ) با ارائه چک لیست های کنترلی تسلط بر اوضاع سازمانی را راحتتر می کند؛

و) ترازنامه نقاط قوت و ضعف سازمان را ارائه می دهد.

 



٢) مشخص کردن مشکلات سازمانی: TQM یکنظام مشکل یاب است و بحران در سازمان نشأت گرفته از مشکلات سازمانی است. زمانی کهسازمان نسبت به مسائل و مشکلات مختلف خـــود بی تفاوت باشد پس از مدتی مسائل ومشکلات دست به هم داده و وضعیت پیچیــــده ای را به وجود می آورد که نتیجه آن بروزبحران سازمانی است.TQM با ابزارهایی که به کار می گیرد مکانیسمدائمی در سازمان طراحی و پیاده سازی می کند که دائماً مشکلات شناسایی

/ 0 نظر / 13 بازدید